نشست مدرسه ای کتابخوان کتابخانه عمومی پارکشهر مرند در مهرماه 95




به گزارش روابط عمومی نهاد کتابخانههای عمومی کشور، کتابهای «محض اطلاع» نوشته غلامعلی حداد عادل، «ضیافت بلا» نوشته سیدمحمد میرباقری، «صوفی و چراغ جادو» نوشته ابراهیم حسنبیگی و «ادب الهی» تألیف مجتبی تهرانی ویژه آبان 95 از سوی معاونت توسعه کتابخانهها و کتابخوانی نهاد کتابخانههای عمومی کشور و در راستای اجرای منویات مقام معظّم رهبری(دام ظله العالی) در خصوص لزوم معرفی و در اختیار گذاشتن کتاب خوب و سالم برای پرورش فکری جامعه و نیز اقدام عملی در مسیر اجرای سیاستهای سال 1395 نهاد (سال خواندن) معرفی شدند.
محض اطلاع (تحلیل محتوای جلد هفتم یادداشتهای عَلَم)
نوشته غلامعلی حدّاد عادل
اتشارات فرارو
227 صفحه
این کتاب در حقیقت تحلیل جلد هفتم از مجموعه یادداشتهای اسدالله عَلَم است. یادداشتهای علم که در دوران وزارت وی در دربار توسط خودش به رشته تحریر درآمده به چند دلیل از جایگاه ویژهای برخوردار است. نخست از آن جهت که دورهای طولانی و مهم را در بر میگیرد و تقریباً دوازده سال آخر حکومت شاه را شامل میشود. دلیل دیگر نزدیکی علم با شخص شاه و دسترسی و آگاهی او از بسیاری از واقعیات سیاسی داخلی و خارجی است.
نویسنده معتقد است یادداشتهای «عَلَم» که بیش از بیست سال از آغاز انتشارش میگذرد، به نحو قابل قبول مورد توجه قرار نگرفته و قابلیت بررسیهای تاریخی و دانشگاهی بسیاری دارد که میتواند در رشتههای تاریخ و علوم سیاسی موضوع بررسی انواع پایان نامههای کارشناسی ارشد قرار بگیرد. در این کتاب پس از پیشگفتار و مقدمه، طرح کلی محتویات «یادداشت های عَلَم» ارائه شده و در سرفصل هایی مجزا با انتخاب بخش هایی کوتاه از کتاب، به ذکر خاطراتی از انتخابات ریاست جمهوری آمریکا که در سال ۱۹۶۸ انجام شده و در آن «نیکسون» پیروز شده بود، پرداخته است. همچنین جنگ شش روزه اعراب و اسرائیل نیز در این کتاب مورد واکاوی قرار گرفته است که مهم ترین واقعه در مدت نگارش جلد هفتم خاطرات عَلَم به حساب میآید. در پایان نیز به تحلیل محتوای سه کتاب خاطرات دیگر (خاطرات عزّت شاهی، پایی که جا ماند، من زندهام) تحت عنوان و اما بعد... پرداخته شده تا خواننده بتواند با مطالعه این دو بخش مقایسهای میان ایران قبل و بعد از انقلاب اسلامی را به عمل آورد.
صوفی و چراغ جادو
نوشته: ابراهیم حسن بیگی
انتشارات کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان
247 صفحه
صوفی و چراغ جادو، داستان پسربچه 12 سالهای است به نام صوفی که در یک روستای ترکمن نشین زندگی میکند.
«صوفی» کلاس پنجم دبستان را تمام کرده است و منتظر است ببیند پدرش او را برای دورة راهنمایی به مدرسه میفرستد یا نه. جشن گندم است و همه به مهمانی «طواق حاجی» میروند که مرد ثروتمندی در روستاست. طواق حاجی، اسب سوارکاری دارد و سوارکارانش در مسابقات شرکت میکنند. صوفی در اسطبل طواق حاجی مشغول کار میشود و اسبِ لَنگی را که قادر به دویدن نیست از او میگیرد تا از آن نگهداری کند. او نام اسب را تیزتک میگذارد.
صوفی در طی داستان، چراغ جادویی پیدا میکند و غول چراغ جادو به او کمکهای کوچک، ولی تأثیرگذاری میکند. صوفی اسب را برای درمان پیش پدربزرگش میبرد و پیرمرد، اسب را درمان میکند. صوفی برای مسابقات آماده میشود و در مسابقة اول، حائز رتبة هشتم میشود. مادرش مشکل قلبی پیدا میکند، ولی به خیر میگذرد. غفور - پسر طواق حاجی - تیزتک را میدزدد، ولی طواق حاجی، اسب را به صوفی برمیگرداند. تیزتک در مسابقات اول میشود، ولی غول چراغ جادو گم میشود و صوفی میفهمد که...
خود نویسنده در خصوص کتابش اینگونه بیان میدارد که: «کار اصلی چراغ جادو، ارتباط با بچهها و رساندن آنها به آرزوهایشان بود، اما در چراغ جادوی ما یک بچه غول وجود دارد که نمیتواند بایستد و آرزوها را برآورده کند و تنها راه رسیدن به آرزو را به بچهها نشان میدهد.»
ادب الهی (کتاب سوم: تربیت فرزند)
مجتبی تهرانی
انتشارات مؤسسة فرهنگی پژوهشی مصابیح الهدی
365 صفحه
زندهیاد حضرت آیتالله مجتبی تهرانی (رحمت الله علیه) در جلد سوم از درسگفتارهای تربیتی خود طی 31 جلسه به مقولة بسیار حسّاس تربیت فرزند پرداختهاند. ریشهیابی دقیق مسائل مربوط به تربیت و جستجوی آن در عرصههای مختلف زندگی و بالاخره دستورها و رهنمودهای عملی برای رسیدن به مقام شایستة یک انسان با ایمان در صفحه صفحة کتاب موج میزند. ایشان در طی جلسان یادشده، تربیت فرزند را در چهار حوزة خانواده، مراکز آموزشی، محیطهای رفاقتی و دوستی و در محل کار و اشتغال مورد بررسی قرار دادهاند.
مراحل تربیت کودک و اقتضائات هر مرحله، ابزار و روشهای تربیتکردن و تربیتشدن، نقش حیاء در تربیت و منوط نبودن آن به قصد و اراده، نقش اصلاح ظاهر در تهذیب باطن، پیوند تفکیکناپذیر میان تعلیم و تربیت یا علم و ادب، حسّاسیت مراکز آموزشی و اهمّیت سرنوشتساز شخصیت استادان و آموزگاران، آثار ویرانگر انحرافات فکری و رفتاری متصدّیان آمور آموزشی و پرورشی، شیوة دوستیابی و آزمودن رفیقان، آثار تربیتی شغل و حرفه و نیز همکاران و مراجعان در شکلگیری شخصیت انسان، از جمله محورهای بسیار مهم مباحث این کتاب است که باید به دقّت خواند و درآنها اندیشه کرد و به کار بست.
مطالب این کتاب را باید توأمان از دو نگاه خواند: یکی از نگاه تربیت خود و دیگری از نگاه تربیت فرزندان؛ و در این میان به باور استاد، آنچه در این کتاب از دانستنیها و بایستنیها خواهید خواند، نخست باید راهنمای پرورش جان و روح خود ما باشد؛ و در غیر این صورت، تلاش برای تربیت فرزندان سودی نخواهد داشت.
ضیافت بلا: مقامات سلوکی در زیارت عاشورا
سید محمدمهدی میرباقری
انتشارات تمدن نوین
208 صفحه
این کتاب حاصل ترکیب و تنظیم متن دو دوره سخنرانی حجتالاسلام والمسلمین سید محمّدمهدی میرباقری پیرامون مقایسة ارکان و مراحل سیر و سلوک متعارف و سیر و سلوک آمیخته با بلای معصومین (علیهالسلام) است.
بر اساس آنچه در مقدمة این کتاب مطرح شده است هدف از خلقت، غایتی جز قُرب و لقای حضرت حق نیست، اما دو شیوه و راه برای پیمودن این مسیر غایی، پیشنهاد شده است: راه اول راهی است که بزرگان، علمای اخلاق و برخی ارباب معرفت به استناد آیات و روایات بیان فرمودهاند که از عزم شروع میشود و به توبه، محاسبه، مراقبه، اعتدال و ذکر میرسد و راه دوم، سلوک با شفاعت اولیای خدا و درک بلای آنهاست. اگر راه اول را نیز چون عبادت ایام عادی سال فرض کنیم، راه دومْ به منزلة شب قدر، با مسیری کوتاهتر، پربارتر و پربرکتتر است. همة ریاضتها برای رشد انسان مفیدند، اما هیچیک به اندازة ابتلائات الهی، مؤثر نیستند؛ لذا میتوان که از ابتلائات الهی، به عنوان بهترین نردبان سیر و سلوک نام برد. البته این دو راه اگر به هم ضمیمه شوند، هر کدام مکمل دیگری خواهد بود.
در فصل اول این کتاب، مراحل سیر و سلوک متعارف بررسی میشود و تبیین کلی از آداب تهذیب نفس و سیر به سویِ حضرت حق ارائه میشود و در فصل دوم، مقامات سلوکی در زیارت شریف عاشورا شرح داده خواهد شد. در این فصل، فرازهای زیارت عاشورا در شانزده عنوان تبیین شده است.
عناوین برخی از این فرازها عبارتاند از: «عوامل تنهایی ولی خدا»، «علت عقب ماندن افراد مختلف از قافلة عاشورا»، «لعن ارکان جبهه تاریخی باطل و رسیدن به سلم و حرب»، «تقاضای حضور در جبهة امام زمان (عجلالله فرجهالشریف) برای خونخواهی»، «رسیدن به مرتبة خونخواهی امام حسین (علیهالسلام) و تقاضای رجعت»، «درخواست پاداش مصیبتزدگی»، «درخواست حیات و ممات محمد و آل محمد» و...
هر ماه چهار عنوان کتاب از سوی معاونت توسعه کتابخانهها و کتابخوانی نهاد کتابخانههای عمومی کشور در قالب طرح «کتابخوان ماه» از میان کتابهای منتشر شده در سال 94 و 95 در موضوعاتی همچون: سبک زندگی ایرانی اسلامی، کتابهای متناسب با مناسبتهای ملی و مذهبی و همچنین عناوین جذاب در حوزه کودک و نوجوان، در موضوعات و مناسبتهای مختلف انتخاب و معرفی میشوند تا ضمن ترویج فرهنگ کتابخوانی، برخی معضلات فرهنگی و اجتماعی نیز با مطالعه کتابها مرتفع شود. معرفی و تبلیغ این کتابها از راههای مختلف همچون ارائه در نشستهای کتابخوان، کتابخوان مجازی، انتشار طرحهای گرافیکی در فضای مجازی، برگزاری جلسات نقد و بررسی و ... در سراسر کشور انجام میشو
آغاز سال تحصیلی95-96 برای کودکان اول و دوم ابتدایی با طعم شیرین کتابخانه همراه شد. سه شنبه سیزدهم مهرماه، 60 نفر از کودکان کلاس های اول و دوم ابتدایی مدرسه شاهد فرهمند مرند از کتابخانه پارک شهر مرند بازدید کردند. در این بازدید کودکان با فضای کتابخانه، مفهوم کتابخانه ، کتابخانه عمومی، و امانت کتاب آشنا شدند؛ و به قصه ای (آسیاب بچرخ نوشته سرور کتبی)که کتابدارکودک کتابخانه برایشان تعریف کرد گوش سپردند.
خانم اسدی کتابدار بخش کودک کتابخانه پارک شهر مرند در خصوص این بازدیدها گفت: بازدیدهای گروهی کودکان از کتابخانه، نقش موثری در ایجاد ذهنیت مثبت کودکان درباره ی کتاب، کتابخانه و مطالعه دارد. کودک همواره از بودن در کنار هم سن و سالان خود لذت می برد، حال اگر این با هم بودن در قالب یک اردوی خارج از فضای مدرسه باشد ذهن کودک آماده ی ایجاد ذهنیت و خاطره ای مثبت از آن رویداد است. به همین دلیل کتابخانه پارک شهر مرند همواره و از سال گذشته به صورت بسیار جدی تر پیگیر انجام بازدیدهای دوره ای مدارس مقاطع مختلف از کتابخانه بوده است و انجام این بازدیدها را امسال پرشورتر از سال گذشته پیگیری خواهد کرد.
در بازدیدهای مقطع ابتدایی مدارس، ما در بخش کودک کتابخانه پارک شهر مرند با اجرای برنامه های قصه گویی، کاردستی، نقاشی و بازی های شاد، سعی در ایجاد فضایی شاد و ذهنیتی مثبت از کتابخانه، کتاب و مطالعه برای کودکان هستیم. درکنار اجرای این برنامه ها معرفی و تبیین مفهوم و کارکرد کتابخانه عمومی به زبانی ساده و شفاف برای کودکان هدف دیگری است که ما کتابداران در این بازدیدها به دنبال دستیابی به آن هستیم.امیدواریم با انجام این فعالیتها تاثیر مثبتی در کتابخوان کردن کودکان مرندی و ارتقای فرهنگ کتابخوانی و مطالعه در شهر مرند باشیم.


آقای منافی مسئول کتابخانه عمومی پارک شهر مرند درباره این نشست گفت: با نامگذاری سال ۱۳۹۵ با عنوان «سال خواندن» از طرف دبیر کل نهاد کتابخانه های عمومی کشور، نهادکتابخانه اقدام به اجرای طرح «۵۰ کتاب برتر سال» کرده است، در قالب این طرح، ماهانه تعدادی کتاب از حوزه های مختلف توسط کارشناسان و صاحبنظران انتخاب شده و جهت شناساندن و اجرای ویژه برنامه های فرهنگی به کتابخانه ها ابلاغ می شوند. به همین منظور در مهرماه، ۴عنوان کتاب با موضوع روشهای مطالعه، ازدواج و خانواده، و دو کتاب رمان توسط نهاد انتخاب شده است.
ایشان اشاره داشتند که این کتابها «پانصد نکته درباره مطالعه» نوشته فیل ریس، «رمان عقربهای کشتی بمبک» نوشته فرهاد حسن زاده، «رمان نامیرا» نوشته صادق کرمیار و آخرین کتاب هم «رضایت زناشویی» نوشته عباس پسندیده است.
منافی تصریح کرد: «کتاب پانصد نکته درباره مطالعه» نوشته فیل ریس با ترجمه بیتا عسگری و گیتا عسگری که در کتابخانه پارکشهر مرند جمع خوانی شد به موضوع موفقیت تحصیلی و راههای مطالعه و فراگیری پرداخته است و تلاش می کند تا در موضوعات مختلفی که شامل نحوه فراگیری، زمانبندی، انواع سبکهای مطالعه، تقویت حافظه، نحوه مرور دروس، نکته برداری و مقاله نویسی و...پرداخته است .


زندگی خوب بود
نوشته : حسن رحیم پور
این رحیم پور با دکتر رحیم پور عصر جمعه های شبکه یک فرق دارد. او مسوول بانک خون است. بانک خون یعنی قسمتی از یک بیمارستان که بسته های خون را نگهداری می کنند. حسن رحیم پور در یکی از دوره های اعزام 45 روزه عازم جبهه می شود و در یک بیمارستان صحرایی مشغول می شود.
این کتاب، خاطرات همان اعزام است. اسم کتاب هم از وصیتنامه کوتاهی گرفته شده که راوی در همان شب اول نوشته، وقتی که یکدفعه کاغذی جلویشان گذاشته اند و گفته اند وصیتنامه بنویس و او که نمی دانسته چی بنویسد، نوشته: «بسم الله الرحمن الرحیم. زندگی خوب بود.» روایت او بسیار انسانی است. در بدترین حالت ها، چیزهایی را می بیند و می کشد بیرون که حیرت انگیز است.
- تانک، تانک ... یک تانک عراقی دارد می آید...
این سیروس بود که هراسان فریاد می زد. گروهی از بچه های اورژانس، از جمله بلوکی و شفیعی، به طرف خارج اورژانس دویدند.زارعی روی زمین نشسته بود و اشهدش را با ترس زمزمه می کرد. صدای زوزه تانک عراقی به وضوح شنیده می شد؛ غرش مرگ، چه کار می توانستیم بکنیم؟!
بیمارستان هیچ وسیله دفاعی نداشت، مگر یک یا دو قبضه اسلحه «ژ ث» که در اختیار نگهبان بیمارستان بود. لحظات، طولانی و پراضطراب می گذشت که فریاد سیروس در محوطه اورژانس طنین انداز شد: «زدند، زدند ... بچه ها زدند ... یک موتورسوار که با آر.پی.جی دنبالش کرده بود، زدش.» زارعی گفت: «به خیر گذشت. برویم ببینیم چه خبر است.»
از اورژانس خارج شدیم. در فاصله 500 متری بیمارستان، یک تانک در حال سوختن بود و آتش آن به همراه دود غلیظی سر به آسمان می کشید. جماعتی مرکب از پزشک ها، پزشکیارها و امدادگرها به نظاره ایستاده بودند و هر کس موضوع را به صورتی تفسیر می کرد.
راننده اصفهانی گفت: «پس به نظر شما، ما حالا قاچاقی زنده ایم؟» با تردید تایید کردم و به فکر رفتم. اگر کشته می شدم؟ حالا دیگر شهادت آرزویم شده بود. آن همه مجروح، آن همه شهید، جوان هایی با چهره های نورانی ...
شفیعی، پا در میان تار و پود اندیشه هایم نهاد و گفت: «راستی، گروه خون من آ مثبت است، یادت باشد.» با خنده گفتم: «تو که شهید نمی شوی!» بعد برای اینکه از دلش دربیاورم، گفتم: «گروه خون من هم ب مثبت است، یادت نرود.» گفت: «یادم می ماند. غصه نخور.» با خنده گفتم: «البته شهید که بشویم، دیگر به خون نیاز نداریم.»
حرمان هور
به کوشش علیرضا کمری
احمدرضا احمدی دانشجوی سال دوم پزشکی دانشگاه شهید بهشتی بود و ورودی سال 64. این کتاب دست نوشته های آن شهید است. 93 قطعه از یادداشت های روزانه او که توی سه دفتر مختلف یادداشت شده بودند. جناب کمری این مجموعه را مرتب و مدون کرده است و شده این چیزی که از زمان انتشار (چاپ اول: 1372) تا به حال جزو پرطرفدارها باقی مانده.
متن کتاب پر از تشبیهات دهه شصتی است و چون شامل یادداشت هایی مناجات گونه هم هست در واقع شناختنامه از حال و هوای عرف این رزمندگان هم به دست می دهد. ظاهرا علیرضا داوودنژاد، کارگردان معروف سینما دارد فیلمی از روی این کتاب می سازد به اسم «چشمه».
امروز بچه های ضربت به عکس روزهای پیش که عصرها در جلوی چادرهایشان جمع می شدند و تعریف می کردند ومی خندیدند، هر کدام گوشه ای کز کرده بودند و گاهی آرام صحبتی میان دو نفر رد و بدل می شد و .... آن گاه سرهایشان تکان می خورد. امروز دیگر کسی شوخی نمی کند، نمی خندد. همه محزون و این حزن بر حزن تو می افزاید.
دیروز همین موقع، بچه های ضربت به گشت رفتند، ولی در میان راه، که جاده از دره ای می گذشت، منافقان خودفروخته که در پشت بوته های انبوه و شیارهای پی در پی منطقه مخفی شده بودند، بچه ها را غافلگیر می کنند و به تقدیر سه تن شهید می شوند که مجید هم یکی از این سه نفر است. تا دیروز با ما بود، اما امروز ...
دیروز که او را دیدی، کتاب شیمی سال سوم را به دست گرفته بود و داشت مطالعه می کرد، نگاهی به کتابش کردی. گفتی: «شما بروید نظریه «آرنیوس و یون ئیدرونیم» را بخوانید. ولی او خنده ای بیش نکرد. زمانی می خواندی که آرنیوس برای نظریه اش که در ابتدا خریداری نداشت، می خواست خواص محلول های شیمیایی را مخصوصا در برابر عبور جریان برق بیابد.
تا آنکه آن شب گفت: »مواد در محلول ها همگی به صورت ملکولی حل نمی شوند، بلکه ممکن است بعضی مواد به صورت ذرات بارداری به نام «یون» تبدیل شوند و این اساس عبور الکتریسیته از محلول های الکترولیتی است. یون ئیدرونیم هم به علت تجزیه کم ملکول آب و پیوستن داتیوی «پروتون» به ملکول آب همجوار به علت کوچکی بیش از حد تراکم کار الکتریکی آن است. بعد می گفتیم تمام یون های پروتون به صورت (H3O+) است.»
زمانی اینها را می خواندی ولی فکر نمی کردی زمانی مجید سامری هم با تو در این نظریات مخصوصا آرنیوس اتفاق خاطر داشته باشد.
معاونت توسعه کتابخانهها و کتابخوانی نهاد کتابخانههای عمومی کشور کتابهای «پانصد نکته درباره مطالعه»، «عقربهای کشتی بمبک»، «نامیرا» و «رضایت زناشویی» را در قالب هفتمین سری از کتابهای طرح «کتابخوان ماه» ویژه مهر 95 معرفی کرد.
نشست «کتابخوان» کتابخانه عمومی پارکشهر مرند روز چهارشنبه سی و یکم شهریورماه با حضور جمعی از اعضای کتابخانه و سایر اقشار مردم در این کتابخانه برگزار شد.
در این نشست، کتابهای «شرح دعای عرفه» نوشته عبدالکریم بی آزار، توسط حجه الاسلام احمد سلطانپور؛ «آیین دوست یابی» نوشته دیل کارنگی، توسط روح الله باقری؛ «جانستان کابلستان» نوشته رضا امیرخانی، توسط احمد سامانی؛ «چشمهایش » نوشته بزرگ علوی، توسط ناصر ولایی ؛«فصل پنجم سکوت» نوشته محمدرضا بایرامی، توسط صغری رحیمی؛ «شبهای پیشاور» نوشته محمد سلطان الواعظین، توسط محمدعلی وطن پرست؛ معرفی و تجربه خواندن آنها با حاضرین به اشتراک گذاشته شد.
گفتنی است نشستهای کتابخوان کتابخانهای با هدف افزایش ضریب نفود نشستهای کتابخوان و سهولت بهرهمندی آحاد مردم؛ در کتابخانهها برگزار می شود که در این جلسات کتابداران، نویسندگان، شخصیتهای فرهنگی عضو کتابخانه، کلیه اعضاء کتابخانههای عمومی، سایر علاقمندان و افرادی که تمایل به ارائه معرفی کتاب دارند به معرفی کتابهای خوانده شده خود میپردازند.
معاونت توسعه کتابخانهها و کتابخوانی نهاد کتابخانههای عمومی کشور کتابهای «امیر گلها»، «جانستان کابلستان»، «دشتبان» و «فصل پنجم: سکوت» را در قالب ششمین سری از کتابهای طرح «کتابخوان ماه» ویژه شهریور 95 معرفی کرد.
به گزارش روابط عمومی نهاد کتابخانههای عمومی کشور، کتابهای «امیرگلها» نوشته حسین سیدی، «جانستان کابلستان» نوشته رضا امیرخانی، «دشتبان» نوشته احمد دهقان، و « فصل پنجم: سکوت» نوشته محمدرضا بایرامی در قالب ششمین سری از کتابهای طرح «کتابخوان ماه» ویژه شهریور 95 از سوی معاونت توسعه کتابخانهها و کتابخوانی نهاد کتابخانههای عمومی کشور و در راستای اجرای منویات مقام معظّم رهبری(دام ظله العالی) در خصوص لزوم معرفی و در اختیار گذاشتن کتاب خوب و سالم برای پرورش فکری جامعه و نیز اقدام عملی در مسیر اجرای سیاستهای سال 1395 نهاد (سال خواندن) معرفی شدند. هر ماه چند عنوان کتاب از میان کتابهای منتشر شده در سال 94 و 95 در موضوعاتی همچون: سبک زندگی ایرانی اسلامی، کتابهای متناسب با مناسبتهای ملی و مذهبی و همچنین عناوین جذاب در حوزه کودک و نوجوان، در موضوعات و مناسبتهای مختلف انتخاب و معرفی میشوند تا ضمن ارتقای میزان نرخ مطالعه مفید، برخی معضلات فرهنگ و اجتماعی نیز در سایه آگاهیرسانی کتابها مرتفع شود. گفتنی است معرفی و تبلیغ این کتابها از راههای مختلف همچون طرح در نشستهای کتابخوان،کتابخوان مجازی، طرحهای گرافیکی در فضای مجازی، جلسات نقد و بررسی و... در سراسر کشور انجام میشود. خلاصهای از معرفی کتابهای کتابخوان شهریورماه 1395 به شرح زیر است: امیرگلها؛ نوشته حسین سیدی؛ انتشارات دفتر نشر معارف؛ تعداد صحفات: 247 امیر گلها جلد دوم از مجموعه چهارده جلدی سیره کاربردی چهارده معصوم علیهم السلام است که جلد اول آن با نام هم نام گلهای بهاری برنده جایزه کتاب سال حوزه شد و این کتاب نیز کاندیدای کتاب سال ولایت. در این مجموعه سعی میشود مسائل مختلف زندگی از دیدگاه اهل بیت بیان شود و هدف این مجموعه پاسخ به این سؤال است که در روزگار امروز و برای انسان قرن بیست و یکم، اهل بیت چگونه میتوانند الگو باشند و چگونه سبک زندگی ایشان میتواند در آشفته بازار زندگی مدرن راهگشای ما باشد. در این سیره کاربردی بیش از صد موضوع مثل سیمای ظاهری، سیمای باطنی، سبک زندگی فردی و اجتماعی، ارتباط با خدا، دیگران و طبیعت، توصیه های اجتماعی و سیاسی و نظامی و حتی محیط زیست و حقوق مخالفان را شامل میشود، برای عموم مردم به ویژه جوانان و نوجوانان نوشته شده است. نویسنده برای نگارش این کتاب، به منابع بسیاری مراجعه کرده که از بیش از 100 منبع آن برای تألیف کتاب بهره گرفته است. خود نویسنده درباره سبک نوشتههایش اینگونه بیان میکند که: "سعی میکنم چند محور را ملاحظه کنم؛ پرگو نباشند؛ شعاری و کلی گویی نباشند؛ بلکه تا حد مقدور، مصداقی باشند و از منابع معتبر و فراوان استخراج شوند. مثلاً برای کتاب «همنام گلهای بهاری»، 900 پاورقی زدهام؛ در حالی که خود کتاب 250 صفحه است؛ با نثری زیبا و لطیف نوشته شوند و مهم تر از همه، کاربردی باشند. سعی میکنم کتابهایم را طوری تنظیم کنم که هر کس در کمترین فرصت، توانایی مطالعه و بهره برداری از مطالب آنها را داشته باشد." خویشتن، خدا، دیگران و طبیعت، عناوین فصول اصلی این کتاباند. در این کتاب موضوعهایی مانند سیمای ظاهری، سیمای باطنی، سبک زندگی فردی و اجتماعی، ارتباط با خدا، دیگران و طبیعت، توصیههای اجتماعی و سیاسی و ... مطرح شده است. جانستان کابلستان؛ نوشته رضا امیرخانی؛ نشر افق؛ تعداد صفحات: 348 رضا امیرخانی در سال 88 سفری چند روزه به افغانستان داشت که حاصل این اتفاق یک سفرنامه با نام "جانستان کابلستان" شده است. این سفر که یک مسافرت شخصی و برای ملاقات با چند دوست افغان و دیدار از شهرهای مهم این کشور بود با ماجراهای غیرمنتظره و جالبی برای این نویسنده همراه شد که این ماجراها گاهی هیجان انگیز است، گاهی طنزآلود و گاهی هم به آشکار شدن حقایق دردناکی میانجامد. در این سفرنامه امیرخانی تنها در محدوده سفرش به افعانستان نمیماند، بلکه به تاریخ و آینده، سیاست و اقتصاد و وقایع روز و گاه موضع بندی درباره اتفاقاتی معطوف میشود که این نویسنده همیشه در برابرشان سکوت کرده است. البته حکایت این کتاب که سفرنامه خانوادگی امیرخانی به افغانستان است، اولین تجربه او در گونه سفرنامه نیست و اتفاقاً حال و هوایی داستانگونه دارد و خواننده را با همان کششها و تعلیقهای داستانی همراه میکند. امیرخانی وقتی که همراه با همسر و پسر یک سال و نیمهاش برای یک سخنرانی و شرکت در مراسمی به پابوسی امام رضا علیه السلام میرود، وقتی میبیند که گذرنامه را نیز همراه خود آوردهآند تصمیم میگیرند تا سفری به افغانستان داشتهباشند. سبک نوشتن او مانند دیگر آثارش به شکلی است که خواننده با او به راحتی به سرزمین افغان سفر میکند؛ با او شاد میشود و با او در لحظههای حساس و خطرناک عرق میریزد و سرخ میشود. وجه اشتراک «جانستان کابلستان» با دیگر سفرنامه وی «داستان سیستان» در فرهنگ مردمی است که امیرخانی با آنها ارتباط داشته. در جایی مردم خونگرم سیستانی و بلوچ و در جایی دیگر افغانهایی که نویسنده بارها به مردانگیشان اشاره میکند. قلم امیرخانی اما در «جانستان کابلستان» از روایت صرف فاصله گرفته و در بخشهایی به تحلیلهای اجتماعی و سیاسی رو آورده که خواننده را به یاد «نفحات نفت» میاندازد. دشتبان؛ نوشته احمد دهقان؛ انتشارات کتاب نیستان؛ تعداد صفحات: 243 دشتبان ماجرای یک خانواده روستایی در جنگ است؛ خانوادهای که پدر و پدربزرگ در آن دشتبان بودهاند و در کنار رود الوند نزدیک قصرشیرین زندگی میکردند؛ اما جنگ به آنها هجوم میآوَرَد و مجبور به فرار میشوند و در طول این فرار و ترک دیار، حوادثی پیش میآید که باعث میشود تا آنها به یک دره و غار پناه ببرند، مدتی آنجا میمانند و پس از پشت سر گذاشتن حوادثی داستان در اواسط فصل زمستان پایان مییابد. راوی این کتاب مثل داستانهای قبلی دهقان، «ناصر» نام دارد که اتفاقات را در 16 فصل روایت میکند. بعد از شروع حملات عراق، با شدّت گرفتن حملات هواپیماهای عراقی و قتل عام مردم و فرار خانوادههای جنگزده به سمت دشت ذهاب، پدر ناصر خانواده را در غارسرخ پناه میدهد و خودش برای کمک به مردم، به صحنههای خونین رویارویی با دشمن متجاوز بر میگردد، اما بعد از مدتی فرمانده پدر را زخمی و تیر خورده به غار میآورد. مادر با محلول برگ بلوط به شستشوی زخمها و مداوای گیاهی پدر میپردازد. پدربزرگ و ناصر برای آوردن وسایل مورد نیازشان با به جان خریدن همه خطرات، به خانه بر میگردند و با دشواریهای فراوان وسایل موردنیاز را بار الاغی کرده و به سختی در میان آتش دشمن به غار سرخ میآورند. پدر حالش خوب میشود و فرمانده دوباره به سراغش میآید و او را برای کمک به مردم با خود میبرد. و به او میگوید: "تو همه جا را میشناسی. کسی را نداریم که کوره راهها را بلد باشد. باید بیایی کمک مردم." و به این ترتیب فصل جدیدی از اتفاقات شروع میشود... نویسنده در مورد کتابش اینگونه بیان میدارد که: " «دشتبان» روایت، تلاش آدمها را برای زنده ماندن است. در داستان، آدمهایی هستند که از یک طرف، با طبیعت مبارزه میکنند تا زنده بمانند و از یکسو با دشمن پیش رو و این نکته تا پایان کتاب مورد توجهم بوده و شاخصه اصلی آن محسوب میشود... در این کار میخواستم جنگ را از منظری که تا به حال دیده نشده است، ببینم". فصل پنجم: سکوت؛ نوشته محمدرضا بایرامی؛ انتشارات کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان، تعداد صفحات:172 این داستان در قالب پنج فصل برای مخاطبان گروههای سنی «د» و «هـ» نوشته شده است. نویسنده میکوشد تا مراحل زندگی یک جوان 17 ساله را از قبل از انقلاب تا پیروزی انقلاب را به تصویر بکشد. از فصل آغازین خواننده در مییابد که قهرمان داستان، نوجوانی است که در محلة جنوبی تهران یعنی نازیآباد به مدرسه میرود. اوضاع مالی خانواده مساعد نیست. پدر راننده کامیون است و جوان قصه ناچار است بعد از مدرسه کار کند. از فروش توت تا بستنی یخی. گاهی نیز او حتی پول ندارد که یک ساندویچ کامل بخرد. به سینما علاقه مند است و ... فصل دوم: وقتی در کوچه قدم میزد، ساواک او را میگیرد و او گمان میکند که به جرم همکاری با امیر در سرقت است و ... فصل سوم: خانوادة آقای صدری که دختری به نام فرشته دارند و خیلی اهل مطالعه هستند، یکی از خانههای محله را اجاره میکنند. روزی جوان داستان فرشته را تعقیب میکند ... فصل چهارم: او متوجه میشود که بازجویی به خاطر تظاهرات مردمی بر علیه رژیم است ... فصل پنجم: او تازه متوجه میشود که علت بازداشت، خانوادة صدری است و او باید ...
«کتابخوان» ویژه کودک و نوجوان کتابخانه عمومی پارکشهر مرند روز سه شنبه بیست و ششم مردادماه با حضور جمعی از اعضای کتابخانه و سایر اقشار مردم در این کتابخانه برگزار شد.
در این نشست، کتابهای «گیاهان» نوشته مارتین والترز، توسط زهرا یحیی پور؛ «بوی بهشت» نوشته غلامرضا حیدری، توسط لیدا اسماعیل پور؛ «اعترافات غلامان» نوشته حمیدرضا شاه آبادی، توسط فاطمه تیموری؛ «قصه ما مثل شد » نوشته محمد میرکیانی، توسط ریحانه یوسفی ؛«دختر سختکوش» نوشته جوی کوالی، توسط رعنا اسماعیل پور؛ «هیچ ، هیچ ، هیچانه» نوشته جعفر ابراهیمی، توسط فائزه تیموری؛ «آسیاب بچرخ» نوشته سرور کتبی توسط فاطمه اسدی؛ «بازیهای جورواجور» نوشته شکوه قاسم نیا توسط آیتای شاه حسینی معرفی و تجربه خواندن آنها با حاضرین به اشتراک گذاشته شد.
گفتنی است نشستهای کتابخوان کتابخانهای با هدف افزایش ضریب نفود نشستهای کتابخوان و سهولت بهرهمندی آحاد مردم؛ در کتابخانهها برگزار می شود که در این جلسات کتابداران، نویسندگان، شخصیتهای فرهنگی عضو کتابخانه، کلیه اعضاء کتابخانههای عمومی، سایر علاقمندان و افرادی که تمایل به ارائه معرفی کتاب دارند به معرفی کتابهای خوانده شده خود میپردازند.
از سوی معاونت توسعه کتابخانهها و کتابخوانی نهاد اعلام شد؛ معرفی 4 کتابِ طرح «کتابخوان ماه» مرداد 1395 معاونت توسعه کتابخانهها و کتابخوانی نهاد کتابخانههای عمومی کشور کتابهای «دُرّ و صدف»، «خورشید میماند (روایتی داستانی از زندگی شیخ بهایی)»، «عباس دستطلا» و «قصه ما مثل شد» را در قالب پنجمین سری از کتابهای طرح «کتابخوان ماه» ویژه مرداد 95 معرفی کرد. به گزارش روابط عمومی نهاد کتابخانههای عمومی کشور، کتابهای «دُرّ و صدف» نوشته محمد شجاعی، خورشید میماند (روایتی داستانی از زندگی شیخ بهایی)» نوشته کامران پارسینژاد، «عباس دستطلا» نوشته محبوبه معراجیپور و «قصه ما مثل شد» نوشته محمد میرکیانی در قالب پنجمین سری از کتابهای طرح «کتابخوان ماه» ویژه مرداد 95 از سوی معاونت توسعه کتابخانهها و کتابخوانی نهاد کتابخانههای عمومی کشور و در راستای اجرای منویات مقام معظّم رهبری(دام ظله العالی) در خصوص لزوم معرفی و در اختیار گذاشتن کتاب خوب و سالم برای پرورش فکری جامعه و نیز اقدام عملی در مسیر اجرای سیاستهای سال 1395 نهاد (سال خواندن) معرفی شدند. هر ماه چند عنوان کتاب از میان کتابهای منتشر شده در سال 94 و 95 در موضوعاتی همچون: سبک زندگی ایرانی اسلامی، کتابهای متناسب با مناسبتهای ملی و مذهبی و همچنین عناوین جذاب در حوزه کودک و نوجوان، در موضوعات و مناسبتهای مختلف انتخاب و معرفی میشوند تا ضمن ارتقای میزان نرخ مطالعه مفید، برخی معضلات فرهنگ و اجتماعی نیز در سایه آگاهیرسانی کتابها مرتفع شود. گفتنی است معرفی و تبلیغ این کتابها از راههای مختلف همچون طرح در نشستهای کتابخوان،کتابخوان مجازی، طرحهای گرافیکی در فضای مجازی، جلسات نقد و بررسی و... در سراسر کشور انجام میشود. خلاصهای از معرفی کتابهای کتابخوان مردادماه 1395 به شرح زیر است: «دُرّ و صدف» نوشته محمد شجاعی / انتشارات محیی / 201 صفحه کتاب «درّ و صدف» تالیف استاد محمد شجاعی پیرامون موضوع حجاب نگاشته شده است. با توجه به بحث برانگیز بودن موضوع حجاب در بین طرفدارانش در داخل وخارج کشور وگاه سهلانگاری و یا جهل برخی مسلمانان در این باب، نگارنده سعی بر این دارد که خواننده را به تفکر و تأمل در چرایی و چگونگی این تکلیف الهی دعوت کند. این کتاب در بخشهای مختلف مباحث دینی، اجتماعی و سیاسی به رشته تحریر درآمده است. بخش اول کتاب پیرامون این موضوع بحث میکند که همه انسانها در جستجوی سعادت و کمالاند، حرکت به سوی کمال مانند هر حرکت دیگری نیاز به آگاهی و شناخت دارد و نیز با توجه به این که بهترین واضع قوانین هر مجموعه خالق آن مجموعه است، لذا تنها خداوند است که صلاحیت و قدرت راهنمایی بشر را در حرکت به سوی کمال دارد. از این رو میزان کمال و رشد هر کس بستگی به میزان تبعیت او از کاملترین و جامعترین قانون یعنی قانون الهی دارد که یکی از این قوانین و مقررات، دستور حجاب است. در بخش دوم کتاب تحت عنوان "ریشه پیدایش فرهنگ بیحجابی در جهان" نویسنده ابتدا به بررسی ریشه انحرافات جنسی در فرهنگ غرب پرداخته و آثار مخرب آزادی جنسی را بیان میکند، سپس علل گسترش فرهنگ بیحجابی و بدحجابی در کشورهای مسلمان از جمله ایران را مورد بررسی قرار داده و در انتها انواع و علل آن را مورد بحث و بررسی قرار میدهد. در ادامه این بخش از کتاب، نویسنده حجاب را منشأ خیرات و برکات بسیار دانسته و فواید گوناگونی نظیر: تأمین امنیت، کمال و آزادی معنوی زن، تحکیم بنیان خانواده، سلامت اجتماعی و آرامش روانی افراد، تسهیل در ایفای نقشهای اجتماعی، خروج از سپاه شیطان و جلب رضایت الهی را برای آن برشمرد. در بخش سوم کتاب، مباحثی در زمینه نقش نگاه و سایر حواس در شکلگیری تفکرات و ایجاد انحرافات عنوان میکند. میدانیم که محسوسات بالأخص دیدنیها، تأثیر به سزایی در اشتغال فکر و قلب دارند، در واقع نوع تفکرات بستگی تام به نوع اطلاعاتی دارد که از طریق حواس وارد ذهن و روح فرد می شوند. نگاه مادی به زن، به عنوان موجودی که وجودش جاذبههای مختلفی را در دل ایجاد میکند، میتواند منشأ بسیاری از انحرافات باشد. اسلام برای حفظ پاکی فرد و جامعه علاوه بر اینکه به زنان دستور رعایت حجاب را داده به مردان نیز دستور میدهد تا دیدگان خود را از نگاه ناروا به نامحرم بپوشانند. بخش پایانی کتاب مواردی مربوط به لباس، زینت، انواع آنها و نحوه ارتباط انسان با این دسته از مسائل را شامل میشود. عدم رعایت احکام مربوط به حجاب و لباس ظاهری موجبات آلودگی روحی فرد را فراهم میکند. این احکام در دین مبین اسلام به طور دقیق و مبسوطی بیان شده که نویسنده با توجه به فرصت و بضاعت کتاب به شایستگی به ذکر مواردی از آن پرداخته است. خورشید میماند (روایتی داستانی از زندگی شیخ بهایی)» نوشته کامران پارسینژاد / کانون اندیشه جوان / 576 صفحه شیخ بهاءالدین محمد بن حسین عاملی معروف به «شیخ بهایی» از اندیشمندانی است که در بنیان نهادن مذهب شیعه در ایران و استوار کردن آن مخصوصاً از قرن هفتم هجری به بعد تلاشهای چشمگیری داشته است. این دانشمند نامدار در دانشهای فلسفه، منطق، هیأت و ریاضیات تبحر داشت و حدود 95 کتاب و رساله از او در سیاست، حدیث، ریاضی، اخلاق، نجوم، عرفان، فقه، مهندسی و هنر برجای ماند. کتاب «خورشید میماند» که بر مبنای منابع و مستندات در قالب "رمان" منتشر شده و روایتی داستانی از زندگی شیخ بهایی است که قلم روان، فصلهای کوتاه، توصیفات و فضاسازیهای زیبا و استنادات تاریخی، آن را به اثری متمایز تبدیل ساخته است. داستان با کودکی شیخ در مکتبخانه، ورق میخورد و با غروب زندگی او به سرانجام میرسد؛ اما خورشید میماند. مقدمه بسیار کوتاه کتاب، نقل قولی از ملا محمدتقی مجلسی است که در آن آمده است: «بهاءالدین استاد کسی است که از وی استفاده نمودم، بلکه همچون پدری بزرگوار بود. او در زمان خود شیخ الطائفه و جلیل القدر و عظیم الشأن بود و حفظی بسیار داشت. من کسی را مانند او در کثرت علوم و وفور فضل و مقام عالی در زمان خود ندیدم. وی دارای کتب نفیسی میباشد که از جمله آنها حبل المتین و مشرق الشمسین است، بلکه این شرح فقیه هم از فوائد اوست. من او را در خواب دیدم که فرمود چرا مشغول نمیشوی به شرح احادیث اهل بیت (علیهم السلام)؟ گفتم این کار شماست، فرمود زمان ما گذشت. مشغول باش و یک سال مباحثات را ترک کن تا آنرا تمام کنی. کتاب «خورشید میماند» تألیف «کامران پارسینژاد» است که چاپ نخستین آن در 576 صفحه از سوی کانون اندیشه جوان، پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی به بازار کتاب عرضه شد. «عباس دستطلا» نوشته محبوبه معراجیپور / انتشارات فاتحان / 272 صفحه ماجراهای کتاب از زمانی کمتر از دو ماه از آغاز جنگ تحمیلی عراق علیه ایران آغاز میشود. داستانی از زندگی سراسر کار و تلاش و زحمت حاج عباسعلی باقری. "عباس دستطلا" مروری کوتاه است بر زندگیاش و دودلیهای او برای حضور در جبههها، از زمانی میگوید تصمیم میگیرد برای دو هفته به جبهه برود و ببیند در آن جا چه کاری از دستش بر میآید. از زمانی که جنگ آغاز شد و مغازه صدمتریاش را رها میکند. اولین اعزام باقری هجدهم آبان ماه سال 1359 است. به همراه چند نفر از دوستانش وارد پادگان ارتش در اسلام آباد میشوند. محلی که خودروهای خسارت دیده از انفجارها توسط تعمیرکاران شرکت خودرو سازی ایران ناسیونال تعمیر میشوند و عباسعلی باقری و دوستانش که قرار است توانایی خود را در کار ثابت کنند، جیپی را که چپ کرده تعمیر میکنند. توانایی و سرعت آنها باعث شهرتشان میشود. پس از گذشت یک ماه و نیم از بازگشت آنها از جبههها، باقری تصمیم میگیرد تیمی فنی و حرفهای را برای تعمیر خودروها به جبههها ببرد. یافتن این نیروهای ماهر و مجاب کردن آنها بخش مهمی از کتاب «عباس دستطلا» است و به نوعی انگیزه مردم برای حضور در جبههها و چرایی شرکت نکردن برخی افراد در دفاعمقدس را بیان میکند. باقری در نهایت تیمی 21 نفره را تشکیل میدهد تا به ستاد جنگی زیر نظر شهید دکتر مصطفی چمران بپیوندد، اما به دلیل ماجراهایی که در هنگام اعزام رخ میدهد، تنها 9 نفر از تعمیرکاران باقی میمانند، افرادی حرفهای که نزدیک به 14 ساعت در روز کار میکنند و خودروها را به سرعت تعمیر و تحویل میدهند. بخش دیگری از کتاب «عباس دستطلا» به ماجرای حضور خانواده باقری در اهواز و منطقه جنگی اختصاص دارد. فعالیتهای وی تا پایان جنگ تحمیلی عراق علیه ایران ادامه پیدا میکند و مهارت او در تعمیر خودروها باعث میشود تا به او لقب عباس دست طلا را بدهند. کتاب "عباس دست طلا" با کلام حاج عباسعلی باقری حکایت مردانگیها و شب بیداریها و کار شبانه روزی اوست که وقتی میشنوی باورش برایت سخت است. اما این مرد حی و حاضر است، وجود دارد، افسانه نیست. متن تقریظ رهبر معظم انقلاب اسلامی بر کتاب " عباس دستطلا:" این کاری که اخیراً شروع شده که از شماها با این جزئیات و ریزهکاریها خاطرات میگیرند، این هم کار خیلی خوبی است. ما دو جلد از این کتابهای شما را خواندیم، یکی کتاب آقای بنایی را خواندم، یکی هم کتاب این آقای حاج عباس دستطلا را که مفصل و با جزئیات (گفته) خواندم. خیلی خوب بود انصافاً؛ مخصوصاً کتاب ایشان؛ هم مطلب در آن زیاد بود، هم آثار صفا و صداقت در آن کاملاً محسوس بود و انسان میدید. خداوند انشاءالله فرزند شهید ایشان را با پیغمبر(صلوات الله علیه و آله) محشور کند و خودشان را هم محفوظ بدارد». (1392/۱۱/01) «قصه ما مثل شد» نوشته محمد میرکیانی / انتشارات بهنشر / 544 صفحه ایران سرزمین قصههای خواندنی و دلپذیر است که از روزگاران گذشته به یادگار ماندهاند. قصههای شیرین و شنیدنی از سرگذشتها و زندگینامههایی که همواره طعم و مزهی دیگری داشته و دارند، قصههایی که بسیاری از آنها مثل شدهاند، ... با این حال هیچکس نمیداند، قصهی این مثلها از کجا آمدهاند. به هر حال برخی از آنان روایتهای واقعی از زندگی بزرگان و برخی از آن از روایات و اشعار ادیبان کهن ایران زمین و برخی دیگر از دهان مادربزرگها و پدربزرگها نسل به نسل نقل شده است. کتاب «قصه ما مثل شد» که توسط محمد میرکیانی نگاشته و محمدحسین صلواتیان تصویرگری آن را بر عهده داشته نخستین بار در سال 1384 توسط به نشر در قطع وزیری کوتاه به چاپ رسید و تاکنون 13 نوبت به چاپ رسیده است. در مجموعهای که در سال 1386 عنوان کتاب برگزیده سال را نیز دریافت کرده، تعداد 110 قصه از قصه مَثلهای فارسی برای نوجوانان به زبان ساده و روان گردآوری و بازنویسی شده است. برای نگارش این مجموعه فاخر از منابعی همچون مثنوی معنوی، گلستان و بوستان سعدی، کلیله و دمنه، مرزباننامه، اسرارنامه، امثال حکم و الهینامه استفاده شده است. بیشک داستانهای کوتاه و خواندنی با زبانی ساده و روان همراه با تصویرگری جذاب، این مجموعه را به کتابی دوست داشتنی برای هر نوجوان ایرانی تبدیل خواهد کرد.